گفت و گوی تمدن ها که با پیشنهاد محمد خاتمی رئیس جمهور اسلامی ایران مطرح شده بود و با تصویب پیشنهاد ایشان مبنی بر نامگذاری سال 2001 میلادی به عنوان سال گفت و گوی تمدنها که به اتفاق آرا انجام گرفت ولی پرداختن به این موضوع و پیگیری آن با بی مهری ها و بی توجهی های فراوان در ایران رو به رو بوده است . و تا جایی پیش رفته است که روز 30 شهریور که روز گفت و گوی تمدنها در ایران نام گذاری شده از سوی شورای فرهنگ عمومی در نشستی از تقویم ملی کشور حذف می شود و تنها بهانه آنها برای چنین اقدامی موضوعیت نداشتن این موضوع و نداشتن متولی خاص بیان شده است . که این عمل برای حامیان بی شمار این طرح هیچگاه قابل قبول نیست . و برای روشن شدن و چگونگی طرح گفت و گوی تمدنها به نکاتی چند اشاره می شود .
در سال 59 سفر محمد علی رجایی و همچنین پس از گذشت 7 سال سفر حضرت آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران و پس از آن سفر سید محمد خاتمی در سال 77 در شرایطی صورت می گیرد که 12 سال پیش از آن هیچ رئیس جمهوری از ایران به اجلاس سران در نیویورک سفر نکرده بود و در این چنین شرایطی روز 27 شهریور 77 محمد خاتمی ایران را به مقصد نیویورک جهت شرکت در اجلاس سران تهران را ترک نمود که پس از آن اعلام کرد می خواهد پیام رسان صلح برای ملتهای جهان باشد .
خاتمی بعد از رسیدن به نیویورک با ایرانیان مقیم آمریکا دیداری داشت . خاتمی در آن دیدار از ویژگی های روح ایرانی سخن گفت با تکیه بر آن موضوع گفت و گوی تمدنها را مطرح کرد . ایشان در این دیدار فرمودند آنچه ما شعارش را دادیم در 3 اصل خلاصه می شود :
1- آزادی در عرصه اندیشه 2-منطق در عرصه گفت و گو 3- قانون در عرصه عمل
29 شهریور ماه اجلاس عمومی سازمان ملل به طور رسمی گشایش یافت بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا نخستین سخنران نشست صبح بود و قرار بود خاتمی بعد از ایشان دومین سخنران جلسه باشد اما با عدم پذیرش سخنرانی در یک نشست هم زمان رئیس دولت ایران سخنران بعدازظهر اجلاس بود زمان سخنرانی فرا رسیدن و موضوع گفت و گو تمدنها در نخستین سخنرانی خاتمی در صحن سازمان ملل مطرح شده و خاتمی پس از سخنان مقدماتی گفت : انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی ( قدس ره ) انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بود مطمئناً انقلابی که بر اندازی اش با کلام بوده است در دوران ساختن و آباد کردن بیشتر و بهتر می تواند متکلی بر کلام و منطق باشد و به همین جهت نیز بجای « جنگ تمدنها » منادی « گفت و گوی میان فرهنگها و تمدنها » است محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش گفت به نام جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کنم که به عنوان گام اول سال 2001 از سوی سازمان ملل سال گفت و گوی تمدنها نامیده شود با این امید که این گفت و گو نخستین گام ضروری برای تحقق عدالت و آزادی برداشته شود سران دولتهای حاضر در سازمان ملل پیشنهاد خاتمی در زمینه نام گذاری سال 2001 به عنوان « گفت و گوی تمدنها » را پذیرفتند و این نام گذاری صورت گرفت اما سفر دوم خاتمی در شهریور 79 جهت شرکت در اجلاس هزاره سران به نیویورک صورت گرفت و این دومین سفر خاتمی در دوران ریاست جمهوری به آمریکا بود خاتمی که 2 سال پیش صحن سازمان ملل را طرح پیشنهاد گفت و گوی تمدنها یافته بود و پیشنهادش برای نامگذاری سال 2001 به نام گفت و گوی تمدنها به تایید سایر ملتها رسانده بود این بار حضور خود را علاوه بر شرکت در اجلاس سران ، بلکه شاید مقدمات ورود جهان به عصر گفت و گوی تمدنها را به عنوان مبدا این ایده فراهم کند و بار دیگر خاتمی در اجلاس سران ملل متحد طی سخنان بیاد ماندنی مشکل جهان کنونی را نبود « جامع مدنی جهانی » دانست و گفت و گوی تمدنها را راهی برای خروج از این شرایط بر شمرد و خطاب به سران کشورها گفت : گفت و گو میان تمدنها و فرهنگها را باید از سطح یک شعار و نظریه به برنامه عملی و نقطه عزیمت آن را در میان تحولات تازه بین المللی یافت و همچنین اظهار داشتند وقت آن است که جهان را در هزاره سوم ، نه به اراده معطوف به قدرت ، بلکه به اراده معطوف به گفت و گو و محبت و معنویت فرا خوانیم شاید زمانی که محمد خاتمی این سخنان را به زبان می آورد سران کشورهایی که در سالن حضور داشتند همه با دقت به حرفهای او گوش می دادند شاید نتیجه این سخنان زمینه بهبودی روابط گسترده جهان با ایران فراهم آورده شد .
طرح و گفت و گوی تمدنها
در دنیای زندگی می کنیم که ارتباط میان تمدنها صرفنظر از یک طرح فکری اختیاری به خصیصه اصلی تحولات شگرفی مبدل شده که درهم تنیدگی فعالیت ها و حرکت های اقتصادی فناوری و اطلاعاتی واحدهای سیاسی را به دنبال داشته است . امروز بر اثر فشار و توان این نیروهای اقتصادی و فنی عظیم تمدن ها پهلو به پهلوی هم می سایند و در نوعی همجواری عینی به سر می برند البته در نگاه بد بینانه می توان این مساله را گسترش آرام غلطک فشار آور غرب بر سراسر جهان توصیف کرد . به طور کلی تاریخ تمدنها چیزی جز تماس و وام گیری های متقابل نیست به هر حال این که ارتباط تمدن ها امروزه بار دیگر مورد توجه ناظرین قرار گرفته به این جهت است که این امر اجتناب ناپذیر نیست . در برابر این اجتناب ناپذیری دو موضع گیری متفاوت به چشم می خورد . برخورد و این همان چیزی است که ساموئل هانتینگتون پیش بینی کرده است او معتقد است که در واقعیت سیاسی جدید جهان منشا اصلی بحران ها و درگیری ها نه عقیدتی است چنان که در طی دوره جنگ سرد بود و نه اقتصادی است برخلاف آنچه بسیاری از اقتصاد دانان اعتقاد دارند بلکه صرفا فرهنگی خواهد بود و به عقیده وی هشت تمدن کنونی جهان یعنی تمدن غربی ، کنفوسیوسی ، ژاپنی ، اسلامی ، هندو ، مسیحی ، آمریکایی لاتینی و احتمالا آفریقایی با یکدیگر کشمکش برخورد خواهند داشت و موجب بروز شوک تمدن ها در صحنه جدید سیاست جهان خواهند شد . تفاهیم تمدنها و این شعاری است که خاتمی در دوران ریاست جمهوری خود تحت عنوان « گفت و گوی تمدنها » مطرح کرد . به عقیده او تمدنها در میان خود به گفت و گو خواهند پرداخت یا بهتر این است که به گفت و گو بپردازند تا از بروز بدبختی هایی که بشریت در طول تاریخ این همه از آن رنج برده است پیشگیری شود . به رغم تباین و تضادی که میان این دو دیدگاه وجود دارد باید پذیرفت که این دو نظر دو راه حل ممکن یک واقعیت را تشکیل می دهند زیرا از زمانی که بشر پدید امده است همواره فقط دو راه برای حل اختلافات خود شناخته است : ضربه و مشت ، یا تبادل سخن ( مذاکره ).
« تمدن »
فرنان برودل نظریه پرداز بزرگ تمدن ها به روشنی چگونگی پدید آمدن مفهوم تمدن و تحول آن را تشریح کرده است کلمه تمدن کلمه ای بر ساخته است که خیلی دیر در ادبیات و زبان فرانسه وارد شده است این کلمه برای نخستین بار در 1732 میلادی در معنای یک اصطلاح حقوقی به کار می رفته است و به معنای عمل قضایی یا داوری است که یک پرونده جنایی را «مدنی» یعنی قانونی می کند . معنای جدیدتر از این معنی در مفهوم « عبور به حالت متمدن شدن » است که بعدها یعنی در 1752 میلادی در نوشته های تورگو دیده می شود . از اواخر قرن 18 میلادی / 12 هجری این کلمه هم در زبان فرانسه و هم در زبان انگلیسی رواج همگانی پیدا کرد . این اسم جدید که از روی کلمه لاتین سیویلز ( شهروند ) ساخته شده است بر یک تمایز صحه گذاشت که اندک اندک میان مردمان شهرها و ساکنان روستاها پدید آمد . به طور خلاصه از ریشه شناسی « تمدن» بر می آید که باید مفهوم تمدن را مرتبط با توسعه شهری و تقسیم اجتماعی کار دانست . کلمه تمدن تحت منادیان « عصر روشنفکری » به صورت تجسم آرمانی درآمد که همه ملت ها باید رو به آن می آوردند . در نتیجه بر اثر اقتصادی حقانیت این عصر روشنفکری در تمام قرن 18 میلادی کلمه تمدن به صورت مفرد و همچون یک امر مطلق که ملتها در درجات مختلف در آن شرکت داشتند به کار می رفت بدین سان تمدن در حالت مفرد و به شکل « تمدن صنعتی » به کار می رفت از نگاهی غربی به این مفهوم داشت پس از جنگ دوم جهانی و به ویژه در تالیفات کلودلوی استراوس مشاهده می شود که به تدریج معنای سلسله مراتبی و انحصاری غربی از تمدن کنار می رود و کلمه « تمدن » در حالت جمع رونق می گیرد تا فکر تمدن به صورتی که پیش از آن وجود داشت و اختصاص به چند ملت ممتاز داشت از میان برداشته شود . به کارگیری کلمه تمدن در حالت جمع به مشابه موضوع گیری تسامح آمیز است زیرا اشاره به تمدن ها به صورت جمع به معنای پشت سر نهادن این کلمه در حالت مفرد در عباراتی مثل تمدن صنعتی تمدن غربی یا تمدن عقلایی است در این کلمه به صورت جمع به منظور دلالت بر تمامی تمدن ها و فرهنگها مورد استفاده قرار گرفت که به میراث بشریت در تمامیت آن تعلق دارد .
مفهوم «فرهنگ»
تامل درباره تمدن هرگز از تامل درباره فرهنگ جدا نبوده است چندان که این دو کلمه تدریجاً چنان به هم نزدیک شده اند که عملاً به صورت مترادف در آمده اند در عین حال آندره سوئارش معتقد است که فرهنگ حاصل کار تعلق فردی است و حال آن که تمدن در آداب رسوم و متن جامعه شکل می گیرد و زیست می کند .
شاید بتوان گفت شروع اندیشه و بحث درباره مفهوم فرهنگ را باید به دورانی تاخر یعنی قرن نوزدهم باز گرداند واژه (culture) از ریشه لاتین (colere) به معنای متعددی از پرورش گرفته تا مهاجر (cobnus) دلالت دارد .
شاید بتوان یک تعریف قابل قبول از فرهنگ را از این گونه ارائه نموده فرهنگ مجموعه ای از پدیده ها و قابلیتهای مادی معنوی و اکتسابی است که انسانها در جامعه ای خاص برای پاسخ دهی سازمان یافته به نیازهای ناشی از رابطه خویش با محیط طبیعی ساخت انسان بوجود آورده و از نسلی دیگر منتقل می کنند . علی مزروعی نیز فرهنگ را چنین تعبیر می کند « فرهنگ نظامی از ارزشهای به هم پیوسته و وابسته است و می تواند برداشتها و داوری ها ارتباطات و رفتارها را در جامعه ای شکل د هد . فرهنگ و تمدن هر دو متضمن ارزشها هنجارها روشهای فکری و نهادهایی هستند که نسل های متوالی در هر جامعه ای بیشترین اهمیت و حرمت را برای آن قائلند.
مفاهمه و گفت و گو
سومین مفهوم کلیدی در طرح دایره گفت و گوی تمدن ها مفهوم مفاهمه یا گفت و گواست .زمانی که از گفت و گو سخن به میان می آید دو محور اساسی مطرح می شود نخست آن که گفت و گو تفکیک یک رفتار از رفتارهای دیگر است و دوم آن که گفت و گو نوعی تبادل اندیشه است که از یک دستگاه نمادین ( سمبلیک ) یا زبان برخوردار است این دستگاه نمادین عمدتاً در واژگان و درک متقابل آنها استوار است . معادل « گفت و گو » در زبان انگلیسی دیالوگ می باشد . دیالوگ به عنوان یک روش عمدتاً در قلمروی انسان شناسی و روابط انسانی مورد توجه قرار گرفته است اما اگر انسانها را هسته های اصلی فرهنگها و تمدن ها بدانیم آن گاه می توانیم حوزه کاربرد روش دیالوگ را به روابط میان فرهنگها و تمدن های مختلف نیز تسری داد در زبان فارسی شاید نزدیک ترین مفهوم برای دیالوگ واژه « مفاهمه » باشد که بین دو نفر یا تعدادی از افراد به منظور درک و فهم یکدیگر صورت می گیرد به عبارت دیگر طرفین مفاهمه خواهان تبادل نظر و فراگیری از یکدیگر رشد و تغییر هستند و جبری در ارتباط میان آنها در کار نیست دیالوگ مقدمه ای است غیر از کشمکش فکری و هدف از آن برتری طلبی و تاکید یک طرف بر موضع خود نیست بلکه رسیدن به نقطه ای نزدیک به حقیقت و مورد اجماع طرفین است .
پیشینه تاریخی و ذهنی طرح گفت و گوی تمدن ها
طرح مبحث « گفت و گوی تمدنها » از سوی خاتمی را هم می توان موضوعی جدید در عرصه روابط بین الملل ارزیابی کرد و هم بازگشتی به مباحث مفاهیم و اندیشه های باستانی و متداوم در تاریخ تفکر و جوامع انسانی دانست در واقع از یک منظر طرح مزبور مبحثی جدا است که در یک زمینه فرهنگی و سیاسی خاص و در شرایط مطرح بودن نظریه پایان تاریخ فرانسیس فو کویاما و نظریه برخورد تمدن های ساموئل هانتینگتون عنوان شده است از منظری دیگر مفهوم گفت و گو میان تمدن ها فرهنگها و ادیان از سالها قبل از روی کار آمدن خاتمی وارد ادبیات سیاسی فرهنگی جهان شده است .
به عنوان مثال مهر زاد بروجردی در کتابی می نویسد : ( داریوش) شایگان یکی از معدود روشنفکران ایرانی است که علاقه خود را به فلسفه غربی با توجهی همسان به فلسفه آسیایی متعادل ساخته است وی برای بنیانگذاری و اداره مرکز گفت و گوی فرهنگها تمایل داشت هدف این مرکز آشنا ساختن ایرانیان با تمدن های شرقی و آسیایی مانند چین ، ژاپن ، هند و مصر بوده است . مرکز در راستای این هدف در سال 1356 در تهران میزبانی سمپوزیومی را به نام «آیا تسلط فکری غربی ارکان گفت و گو میان فرهنگها را میسر می سازد ؟» به عهده گرفت .
نزدیک به دو دهه پیش نیز روژه گارودی طرحی را در مورد گفت و گوی تمدن ها ارائه کرد این طرح فراخوانی برای ایجاد زمینه تفاهم ملتها و دارای ویژگی نقد سلطه غرب بر جهان امروز بود . وی غرب را عنصری آسیب رسان به بشریت و نوید دهنده نیستی و نابودی می دانست که در دوره فعلی حیاتش به آرامی به سوی فروپاشی و پرتگاه حرکت می کند .
گفتوگو تمدنها به تنهایی نمی تواند به عنوان نظریه ای در روابط بین الملل به شمار آید بلکه جزو فرهنگی از نظریه ای کلان با عنوان جهان گرایی است که ریشه در اندیشه های نئولیبرالی عصر جدید به ویژه پس از جنگ سر داد ، خاتمی در مصاحبه خود با فرانکفورتر آلمان در بیان علت مطرح کردن گفت و گوی تمدن ها می گوید :« قرنی را که پشت سر نهادیم متاسفانه سرشار از تنش ، خشونت ، جنگ ، نابرابری پایمال شدن کرامت انسانی و تجاوز به حقوق ملتهای ستمدیده و دوگانگی در رفتارهای سیاسی و حقوقی بوده است من خیلی فکر کردم که چرا بشر دچار این مشکل شده است نظریه هانتبینگتون جرقه ای بود که در ذهن من زد و یکی از علل مهمش را پیدا کردم و آن این که در قرن بیستم پارادایم روابط بین الملل و ارتباطات جهانی عبارت بود از : ستیز ، بدبینی و تبعیض که از جمله در جنگها و از جمله در استعمار تجلی پیدا کرده است . راه بشریت این است که ما این پارادایم ستیز را تبدیل کنیم به پا را دایم تفاهم بنابراین شعار « گفت و گوی تمدنها » را انتخاب کردم .
با یسته های داخلی و بین المللی طرح گفت و گوی تمدنها
بایسته های درونی
اگر بپذیریم که طرح گفت و گوی تمدنهای خاتمی بیش از هر مکتب دیگری در چارچوب آرمان گرایی جهان وطنی قابل تبیین و توجیه است آنگاه باید پذیرفت که میان طرح گفت و گوی تمدنها در عرصه بین المللی و برخی زمینه های دموکراتیک در جامعه پیوند وثیقی وجود دارد بدین سان درک و شناخت فضای داخلی برای فهم قابلیت و کارایی گفت و گوی تمدنها در خارج ضروری و اجتناب ناپذیر به نظر می رسد . یکی از مهمترین نکات قابل توجه در خصوص طرح گفت و گوی تمدنها این است که یک فرهنگ هرگز نمی تواند حقیقتاً با فرهنگ دیگری از در گفت و گو درآید مگر آن که خود در گفت و گو باشد . بدین سان وحدت تفاوتهای فرهنگی به دموکراسی و جلب مشارکت واقعی شهروندان در کشور و سراسر جهان نیاز دارد . سنت دموکراتیک بحث و مناظره آزاد از ظرفیت راه اندازی یک گفت و گوی میان فرهنگی در کشورها بدون توسل به برخوردهای خشن برخوردار است به همین دلیل فرهنگ و دموکراسی از گفت و گوی میان فرهنگها جدایی ناپذیر هستند یکی از مراحل مهم در پذیرش آزادی های سیاسی پذیرش حق گفت و گوست و این بدان معنی است که حقیقت مطلق در اختیار شخص عقیده یا باور خاصی نیست و گفت و گوی تمدن ها اولین گام برای ایجاد جامعه مدنی در سطح جهانی است . گفت و گوی تمدن ها در واقع عبارت است از تحقق جامعه مدنی در سطح وسیع تر و گسترده تر به نام نظام بین المللی و در این صورت واحدهای سیاسی و سازمان های بین المللی نقش احزاب گروه ها و تشکل های سیاسی در داخل یک واحد سیاسی را بازی می کنند بنابراین تحقق گفت و گوی تمدنی در عرصه بین المللی مستلزم تحقق شرایط دموکراتیک و مدنیت در داخل است در مجموع دولت ها باید با ایجاد زمینه های درونی دموکراسی و فراهم کردن شرایط دموکراتیک در داخل خود را برای گفت و گو در خارج از مرزهای جغرافیایی آماده کنند بنابراین دسته بندی و شناخت برخی حقوق عمومی دموکراتیک در داخل می تواند یک گام به سوی عملی کردن ایده گفت و گوی تمدن های خاتمی در خارج باشد .
« دموکراسی » باید پیوستاری تلقی شود که حقوق خاص در درون مجموعه ها کم و بیش در طول آن اعمال و مجموعه حقوق متفاوت کم یا بیش مستقر می شود در این بخش از نوشتار هفت مجموعه از حقوق بر شمرده می شود که برای مشارکت آزاد و برابر در جامعه و فراهم کردن شرایط گفت و گوی تمدنی ضروری به نظر می رسد این حقوق عبارتند از حقوق سلامت و بهداشت حقوق اجتماعی ، فرهنگی ، مدنی ، اقتصادی ، سیاسی و حقوق امنیت و آرامش .
اجرای کامل این حقوق در امور دولت و جامعه مدنی وابسته به ایجاد شرایط لازم برای خود مختاری دموکرتیک و همچنین مرتبط با فرصت سازی برای بحث و گفت و گوی عمومی و توازنی مناسب میان مشارکت مستقیم در تصمیم گیری سیاسی و تعویض آن به نمایندگان است . این هفت مقوله از حقوق ، فضاهای مرتبط با فرصت سازی برای بحث و گفت و گوی عمومی و توازنی مناسب میان مشارکت مستقیم در تصمیم گیری سیاسی و تعویض آن به نمایندگان است . این هفت مقوله از حقوق ، فضاهای مرتبط بهم راشکل می دهند که اصل خود مختاری در آنها و از طریق آنها اعمال می شود هر مجموعه از حقوق شرط قدرت بخشی برای مشارکت سیاسی و در نتیجه حکومت مشروع است و بدون انها مشارکت کامل ممکن نیست .
لزوم وجود یک ساختار اساسی که این حقوق را در تمامی هفت مقوله مزبور به هم پیوند داده و مستقر سازد و گفت و گوی در برون را دنبال کند و همچنین ساختار حقوقی ای را که شهروندان را به عنوان شهروند به رسمیت می شناسد می توان حقوق عمومی دموکراتیک تلقی کرد . گفتمان عمومی فارغ از زور در واقع حذف همه اشکال « ناتونومیک » موقعیت برابر همه مشارکت کنندگان در فرایندتصمیم گیری جمعی و آمادگی شرایط برای وارد شدن به عرصه گفت و گوی تمدنی است .
پنج معیار این نوع گفتمان عبارتند از مشارکت موثر ، درک روشنفکرانه ، کنترل بر دستور کار ، رای برابر در صحنه های مهم و مشمول بر همه اشخاص بالغ .
شرایط بین المللی
پایان جنگ سرد و فرو پاشی شوروی از یک سو مصادف بود با تشدید روند « جهانی شدن » و از سوی دیگر با طرح نظریه « برخورد تمدن ها » که به تبیین مناسبات و چالش های بین المللی پس از فرو پاشی شوروی و نقش جدید آمریکا در سازو کارهای سیاست و اقتصاد جهانی می پردازد . هانتینگتون طراح این نظریه در تحلیل شرایط پس از جنگ سرد و پایان رقابت های ایدئولوژیک میان سرمایه داری و کمونیسم این نظریه را به عنوان جایگزین تضادهای ایدئولوژیک مطرح می کند . از نظر او در جهان پس از جنگ سرد اتحادها ، فروپاشی ها و اختلافات به وسیله فرهنگ و هویت های فرهنگی شکل داده می شود هویت هایی که در وسیع ترین سطح خود همان هویت های تمدنی هستند بر این اساس واقعیت سیاسی جهان از یک سو درگیری خونین حداقل در مرزهای تمدنی و از سوی دیگر رقابت های شدید میان دولتهای وابسته به تمدن های مختلف را برای کنترل نمادهای بین المللی و کسب اقتدار نظامی و سیاسی نشان می دهد هانتینگتون بر مبنای تفکیک حوزه های تمدنی معتقد است که قرن جدید شاهد بروز درگیری های تمدنی خواهد بود و در این میان یکی از اصولی ترین برخوردها میان تمدن غربی و تمدن اسلامی بروز خواهد کرد . بر این مبنا غرب در طول دهه گذشته مدام از تهدید خطر و تهاجم اسلامی سخن می گوید و در تائید ادعای خود بروز جنبش های بنیاد گرایانه اسلامی را مثال می زند که تمدن غربی را مورد تهدید قرار داده است چنین طرز تفکری مبنای تشنج آفرینی بد بینی وبی اعتمادی در دهه آخر قرن بیستم گردید بنا بر این طرح نظریه « گفت و گوی تمدن ها »و دعوت جهان به صلح ثبات و آرامش از طریق گفت و گو و تفاهم در چنین جوبدبینانه ای گام موثری به سوی استقرار نظام صلح جهانی بود که مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفته است . خاتمی با طرح ایده گفت و گوی تمدنها در چنین شرایطی و همگام با روند جهانی شدن فرهنگ توانست قدم موثری در زمینه کاهش تشنج وبی اعتمادی در سطح جهان بردارد، رئیس جمهور با نگاهی به وضعیت نابسامان جهان در آستانه قرن بیست و یکم گفت و گو و تفاهم را به منزله جایگزینی برای خشونت و نابرابری جهان مطرح کرد و معتقد بود که جهان در آستانه ورود به قرن جدید بیش از همه به صلح پایدار و همزیستی نیازمند است از نظر او : « قرن بیستم سرشار از تشنج ، خشونت ، جنگ ، نابرابری ، پایمال شدن کرامت انسانی و تجاوز به حقوق ملتهای ستمدیده و دوگانگی در رفتارهای سیاسی و حقوقی بوده است ریشه این نابسامانی ها را می توان در مبانی و باورها و رویه هایی دانست که به طور خود محورانه و قوم دارانه به جهان و جامعه انسانی می نگریستند و عدالت ، آزادی ، استقلال و همه حقوق اساسی دیگران را فدای زیاده طلبی ها و تقدیس قدرت خویش می کردند » از دیدگاه رئیس جمهوری از آنجا که سرنوشت جهان ما در آغاز قرن جدید سرنوشتی واحد خواهد بود برای عادلانه بودن آن چاره ای جز گفت و گو میان فرهنگهاوتمدنهای گوناگون وجود نخواهد داشت نظریه گفت وگوی تمدنها نظریه ای واقعه نگرانه وارزشی است.واقع نگرانه چون بخشی از واقعیت های سیاسی اجتماعی و اوضاع متشنج جهان پس از جنگ سرد را نبیین می کندارزشی چون جوامع و ملتهای مختلف را از خشونت و دشمنی به تساهل و مدارا و همکاری فرا می خواند به عبارت دیگر این ایده ضمن پذیرش تنوع میان تمدنها الگوی رفتار مصالحه جویانه را به جای الگوی تعارض و مناقشه در سیاست و روابط خارجی می پذیرد . از لحاظ شرایط زمانی این نظریه در بهترین زمان ممکن ارائه شده است چرا که با فروپاشی شوروی و نظام دو قطبی فرصت های جدیدی برای بازیگران بین المللی فراهم شده و هریک می بایست با استفاده به موقع و صحیح از این فرصت ها و طرح دیدگاه های جدید در جهت تامین منافع خود تلاش می کردند جهانی شدن اقتصاد و انقلاب ارتباطات و اطلاعات روندهای موجود در سطح جهان را نه تنها گسترش و تعمین داده اند بلکه با چنان شتاب و سرعتی به پیش می برند که در عمل ، جهان هر روز با پدیده های نو و جدیدی رو به رو می شود .
خاتمی گفت و گوی تمدن ها را طرحی نو برای جهان و حاکم کردن گفت و گو به جای زور و خشونت چه در صحنه های ملی و چه جهانی بر پایه برابری انسان ها و تفاهم و بر پایی منطق در نظر می گیرد طرز تلقی خاتمی از صلح و گفت و گو مورد قبول اکثریت اعضای جامعه جهانی قرار گرفت . به نحوی که در آستانه قرن بیست و یکم و همزمان با طرح گفت و گوی تمدنها در حاشیه اجلاس هزاره سوم در سازمان ملل متحد این موضوع از نوعی بینش سیاسی خارج شد و به کنشی فعال در سطح بین المللی تبدیل گردید و نهایتاً در دستور کار سازمان ملل و نهادهای تابعه آن از جمله یونسکو قرار گرفت . در مجموع به نظر می رسد در آستانه ورود به قرن جدید و آغاز ریاست جمهوری خاتمی و به ویژه قبل از ورود جهان به عرصه جنگهای خاور میانه ای آمریکا پس از یازده سپتامبر 2001 صلح خواهی و گریز از جنگ و آشوب به یک روند جهانی تبدیل شده بود تجربه دهه آخر قرن بیستم که مملو از خشونت ، ستیز ، جنگ و آشوب ، بی عدالتی و تشنج بود جامعه شهری را به خود آگاهی در زمینه پرهیز جنگ و خونریزی رساند .
ویژگی جهان پیشا 11 سپتامبر تعامل است به تقابل هر چند در زمان فعلی هم کشور ها سعی دارند تا با برخورد واقع بینانه با مسائل و ضروریات زندگی از انتقام و تسویه حساب پرهیزکنند ظهور خاتمی و طرح گفت و گوی تمدن های وی تلاشی در جهت تسهیل این روند جهانی است بینش سیاسی او در به کارگیری مفاهیمی چون گفت و گو ، تفاهم و صلح ، موجب نزدیکی گروهای مختلف در سطح ملی و جهانی شده است . تلاش خاتمی در جهت کاهش تشنج از بین بردن بیگانه هراسی و اعتماد سازی در روابط کشورها و برقراری صلح و گفت و گو و احترام متقابل در سطح جهانی آثار مثبتی در نزدیکی ملتها داشته است در واقع خاتمیسم با قرار دادن پذیرش ایده « صلح و گفت و گو » به جای نگرش « زور و قدرت » در روابط میان گروه های داخلی یک کشور و همچنین در ورابط میان ملتها گام مهمی در جهت حرکت به سوی نظام صلح جهانی برداشته است .
منابع :
1-کتاب دیپلماسی تنش زدایی و گفت و گوی تمدن ها اثر رضا سلیمانی
2- روزنامه ایران ( ویژه نامه بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران .